السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
393
تحرير الوسيلة (فارسى)
( 1 ) مسألهء 3 - اگر مثلا در ركعت چهارم باشد و شك كند شك سابقش كه بين دو و سه بود ، آيا قبل از تمام كردن دو سجده بوده يا بعد از آن ، احتياط آن است كه بين بناى بر آن و عمل به وظيفه شك و بين اعادهء نماز جمع نمايد ، و همچنين است اگر بعد از نماز شك كند . ( 2 ) مسألهء 4 - اگر در ركعتى كه مشغول خواندن آن است ، شك نمايد كه اين ركعت آخر نماز ظهر است يا اينكه نماز ظهر را تمام كرده و اين ركعت اوّل نماز عصر است ، چنانچه در وقت مشترك باشد ، بايد آن را آخر نماز ظهر قرار دهد و اگر در وقت خاصّ نماز عصر باشد ، بنابر اقوا بايد بنا را بر خواندن نماز ظهر بگذارد و آنچه را كه در دست دارد ، رها نمايد ، و در صورتى كه وقت به اندازهء درك يك ركعت نماز عصر وسعت داشته باشد ، بايد نماز عصر را بخواند و در صورتى كه وقت براى يك ركعت هم وسعت نداشته باشد ، احتياط آن است كه همان را بعنوان نماز عصر تمام كند و در خارج از وقت ( هم ) نماز عصر را قضا كند ، اگر چه جواز دست برداشتن از آن خالى از وجه نيست . ( 3 ) مسألهء 5 - اگر در نماز عشا ، بين سه و چهار شك نمايد و متوجه شود كه نماز مغرب را نخوانده است ، نمازش باطل است ، اگر چه احتياط آن است كه همان نماز را به عنوان عشا تمام كند و نماز احتياط را بخواند و بعد از خواندن نماز مغرب ، نماز عشا را اعاده نمايد . ( 4 ) مسألهء 6 - اگر در اثناى نماز عصر يادش بيايد كه يك ركعت از نماز ظهر را نخوانده است ، اقوا آن است كه دست از نماز عصر بردارد و نماز ظهر را تمام كند سپس نماز عصر را بجا آورد ، بلكه اگر نماز عصر را تمام كند و پس از آن نماز ظهر را بخواند ، داراى وجه است و احتياط آن است كه بعد از تمام كردن نماز ظهر نماز عصر را اعاده نمايد و احتياط بيشتر از آن اين است كه ( بعد از تمام كردن نماز ظهر ) هر دو را اعاده كند . اين در وقت مشترك است ، و امّا در وقت اختصاصى ، تفصيلى است . ( 5 ) مسألهء 7 - اگر دو نماز بخواند و بعد از آن يقين پيدا كند كه مثلا يك ركعت از يكى از دو نماز را نخوانده ، ولى نداند كه از كدام نماز است ، چنانچه بعد از هر نمازى كه خوانده ، كارى كه نماز را باطل مىكند ، انجام داده باشد و ركعتهاى دو نماز با هم مساوى نباشند ، بايد هر دو نماز را اعاده كند و گرنه ( كه تعداد ركعاتشان مساوى باشد ) يك نماز به قصد « ما فى الذّمة » بخواند و اگر بعد از نماز اول كارى كه مبطل نماز است انجام داده باشد ، ولى بعد از نماز دوم كارى كه نماز را باطل مىكند انجام نداده باشد ، بايد به اندازهء احتمال نقص ( مثلا يك ركعت ) بر نماز دوم بيفزايد ، سپس نماز اوّل را اعاده كند . و اگر بعد از هيچ يك از دو نماز عمل مبطلى انجام نداده باشد ، بعيد نيست كه بتواند به خواندن يك ركعت متصل به نماز دوم به قصد « ما فى الذّمة » ( كه از هر نمازى كم شده اين ركعت براى همان باشد ) اكتفا كند ، لكن اعادهء آن موافق احتياط است كه سزاوار نيست ترك شود ، اين ( اكتفا به يك ركعت به قصد ما فى الذمه ) در وقت مشترك است ، و امّا در وقت خاصّ نماز عصر ، ظاهر اين است كه جايز است به خواندن يك ركعت متصل به نماز دوم به قصد نماز عصر اكتفا كند و اعادهء نماز اول واجب نباشد .